الشيخ رسول جعفريان
277
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
با انگشت نهادن بر اين امر كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم اعتقاد به بتان را نادرست مىشمرد ، افكار ما را سفاهت مىداند و پدران ما را گمراه شمرده و جهنمى مىداند ، او را رو در روى عواطف سفيهان جامعهء مكه قرار دهند . ابوجهل خطاب به مردم مىگفت : اى قريشيان ! مىبينيد كه محمد به عيبجويى از دين ما ، دشنام به پدران ما ، سفيه شمردن عقل ما و سب خدايان ما مىپردازد . « 1 » ابولهب نيز براى خنثى كردن تبليغات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پشت سر او به بازار ذى المجاز آمده مردم را از پذيرش دعوت آن حضرت منع كرده و مىگفت : او مىخواهد تا شما عبادت لات و عزّى را كنار بگذاريد . « 2 » جالب است كه آنان خود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را نيز از اين كه بتان ، بلايى بر سرش آورند ، مىترساندند . « 3 » افزون بر اينها قريش دعوت جديد را محدود كنندهء زندگى جاهلى شناسانده با هر تازه واردى كه به مكه مىآمد مىگفت : او شرابخوارى را تحريم كرده ، زنا را ناروا شمرده و هر آنچه را عرب انجام مىداده حرام كرده است ، برگرديد ؛ اگر بر انجام اين كار گناهى بر عهدهء شما باشد ما مسؤوليت آن را عهدهدار مىشويم . گفته شده كه آيهء « وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ » دربارهء همين رفتار مشركين نازل شده است . « 4 » بايد دانست كه قريش با اين برخوردها توانست جو مكه را بر ضد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تحريك كرده و آن را نگاه دارد . قدرت اشرافيت ، بستگى عقل و انديشه مردم به صاحبان مكنت و منزلت و نيز آشنايى قريش با شگردهاى سياسى سبب شد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نتواند در مكه نفوذ تودهاى يافته و عامهء مردم را به اسلام جذب كند . 4 - آزارهاى جسمى در جاى ديگر اشاره شد كه ساختار قبيلهاى مانع از آن بود كه مخالفان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بتوانند به راحتى او را همانند بلال و عمار زير شكنجه بگيرند . همچنين تصميم گيرى براى قتل او نيز به هيچ روى آسان نبود . دليل عمدهء اين امر حمايت قطعى ابوطالب و ديگر فرزندان عبد المطلب از وى بود . با اين حال ، آزارهاى جسمى به صورت نامنظم دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اعمال مىشد ؛ گسترش اين امر پس از آن بود كه ابوطالب در گذشت . سيره نويسان بر اين نكته تأكيد دارند كه تنها پس از درگذشت ابوطالب بود كه دست مشركان
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن كثير ، ج 1 ، صص 471 ، 464 ( 2 ) . همان ، ص 462 ؛ اين نظير همان سخن فرعون است كه دربارهء حضرت موسى عليه السلام به مردم مىگفت : إنّى أخاف أن يبدّل دينكم او أن يظهر فى الأرض فساد . غافر ، 26 ( 3 ) . زمر ، 29 ( أليس الله بكاف عبده و يُخو فونك بالذين من دونه ) . ( 4 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 333 ؛ الدرالمنثور ، ج 5 ، ص 142